نینجا

روزنوشت های یک مستندساز

نینجا

روزنوشت های یک مستندساز

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۱ مطلب در اسفند ۱۴۰۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

اسب های نگهبان جزایر خلیج فارس

کافه پارچینای دوستم که من را دعوت می کند، به جز میوه خنک شیرینی های کم شیرین هم دارد. واسه سن من مناسبه. دوستم از فصلهای بهار و تابستان بیشتر راضیه. خودش هم میگه که در این فصل ها نیاز به بخاری نیست و می شود در فضای باز سرو داشت.

هنوز زمستان تمام نشده و انتظار دارم گلدان های نم دار به آبی نیاز نداشته باشند، ولی با اولین استکان که به یکی از گلدان ها آب میدهم انگار آب به صورت یک فرد تشنه پاشیده ام. استکان دوم و سوم را پای گلدان میریزم تا کمی تر بشود.

بقیه گلدان ها را پشت پنجره گذاشته ام، چون انتظار دارم بعد از این خشکی و گرمایی که انقدر تکرار کرده اند که انگار آرزوی بچه مدرسه ای ها چیزی دیگر به جز این نبوده است، یک سرمای شکوفه ریزان بزند و این بار گیاهان که ناغافل سر از خاک درآورده اند، بلند شوند و سرمازده شوند.

چهار تا علف پارسالی خشک شده را از ریشه در می آورم. اگر اینکار را نکنم جایشان چیز دیگری سبز نمیشود. فقط مانع گیاه بعدی میشوند که میخواسته سبز شود. از جای قبلا خیس کنار درختان که رد میشوم، رد پای گربه ای را میبینم که حالا آثار باستانی شده است.

یاد اسب های نگهبانی می افتم که سمت جنوب و غرب کشور از آنها بیشتر پیدا میشود؛ آن اسب های تخت جمشید که نزدیک مقر امپراطوری هخامنشی ایران باستان یافت می شوند.

در مرزها از این اسب های نگهبان کمتر است، و همچنین در آرامستان ها که آثار باستانی بیشتر یافت میشود. برخی از آرامستانهای قدیمی از این شیرها و اسب ها دارند، مثل هفشجان. جایش بود که این سنت را حفظ کنیم. اگر حداقل مردم نتوانستند دولت این کار را بکند. مثلا همین گلزار شهدای طرقبه که نزدیک رستوران های طرقبه شاندیز هست. مزار شهدا را در کوه ها است که زیبا هم هست، ولی خبری از اسب تراشیده شده هخامنشی نیست. در عوض، کمی آنطرف تر، جای کوه های خراسان شمالی خشت نادری را پیدا میکنیم که در چند صد سال اخیر و به دست نادرشاه افشار ساخته شده اند. پایتخت نادرشاه افشار، آن زمان مشهد و شهر توس تا جای کلات نادری شد و یک سری آثار باستانی به دست آنها برای ما جا گذاشتند.

احتمالا در همان دوره هخامنشیان هوای مشهد و طرقبه به قدری برفی و کوهستانی بوده است که آثار باستانی که چه عرض کنم، آتشکده هم به زور آنجا میرسانده اند. کلی آن اطراف آب و باران بوده و رودخانه و دریا بوده است که فقط با تعداد کوسه و جن و پری میشده شناساییشان کرد.

شهرهای این سمت شمال لابد با آن شاخه رود سند که سیهون نام داشته، یک چیزی مثل همین جزایر جنوب کشور مثل ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش و قشم بوده اند و فقط با کشتی میشده از آنها عبور کنند. حالا، امروز که هم با کشتی و هم با هواپیما میتوانیم به این جزیره های خلیج فارس برویم ممکن است یک اسب نگهبانی آنجاها پیدا کنیم و بگوییم آثار باستانی دوره ما هم همانجاها بوده است.

  • رستم اتابکی پور