اتوبوس های شهری مشهد همیشه پر هستند
از همان مبدا، جای حرم امام رضا، چند اتوبوس اختصاصی فقط برای زنان و فقط برای مردان در مسیر بی آر تی تعریف میشوند؛ یعنی همان جا که بلافاصله خط واحد از جمعیت زنان پر میشود، اتوبوسی برای مردان اختصاص میدهند که تکمیل ظرفیت میشوند.
در میان مغازه های اطراف حرم برخی مغازه ها در کوچه های نزدیک حرم و در مسیر خط واحد، حالت انبار و فروشگاه باهم دارند. اسامی بازارهای متنوع اطراف حرم زیاد است و شامل بازارهای سرشور، بازار سرپوشیده رضا، بازار توس و بازار قماش و چند بازار دیگر برای فرش و سایر میشود.
از جمله تفریح های من رفتن به حرم است. در این مدت که هربار به حرم رفته ام اگر شانس می آوردیم که اتوبوس بی در و پیکر باشد و یک توقفی نزدیک آن مغازه ها داشته باشد ممکن بود موقع انبار تکانی عید آنها رسیده باشیم و اجناسی به قیمت عمده و نزدیک رایگان برداریم. فقط کافی بود فروشنده ببیند چه چیز برداشته میشود. در این حالت حتی لازم نبود همانموقع پولی بدهیم؛ چون قیمت ها در حد مفت بودند و خودمان هم پولشان را میدادیم._khny.jpeg)
من خودم تا حالا از این خریدهای اتفاقی داشته ام. یک بار که یکی از همین فروشگاه های بزرگ لوازم آشپزخانه و بلور درب مغازه اش را برای عموم باز کرده بود من رفتم و یک استکان کمر باریک با دو سه نعلبکی گیرم آمد. چون فروش ویژه داشت و من هم زنبیل و یا کیفی برای خرید همراه نداشتم همین طوری تو دستم گرفتم و پولش را هم گفتم بعداً واریز میکنم، چون اتوبوسم داشت میرفت و نمیشد معطلش کرد. یک بار چنین خریدی در مشهد داشتم و یک بار هم وقتی خیلی بچه تر بودم از بازار صنایع دستی نیشابور، چند کاسه سفالی همینطوری ارزان خرید کردم. کاسه ها برای من حالت سوغات داشتند، و من یادگاری خوبی خریده بودم.
مشهد بازارهای قدیمی دارد که برخی که به جاهایی مثل بازار سرشور نزدیک ترند حالت تیمچه خود را حفظ کرده اند و مغازه دارها هم، چون قدیمی تر در آنها پیدا میشود از این فروش های اتفاقی بین آنها وجود دارد. گاهی خیری پیدا میشود که در یک برهه از زمان برای یک عده بخشی از پول کالا را میپردازد تا هرکس رد شد بعنوان یک کالای فرهنگی آنرا بخرد. شاید سوغات نیشابور از آن دسته کالاها بود که قبلا با فروشنده مبلغی را طی کرده بودند تا گروه بچه ها با همان پول توجیبی بتوانند برای خود خرید کنند.
چند وقت پیش جای حرم امام رضا کلی لباس نوزاد ارزان و مناسب به حراج گذاشته بودند که دقت میکردند تنوع حتما داشته باشند و این برای تشویق فرزندآوری بود که لااقل اینها که بچه کوچک دارند دغدغه تهیه لباس اینها را نداشته باشند.
یا گاهی میبینم در برخی سوپرمارکت های شهر، خیری هماهنگ کرده است که اگر فقیری مراجعه داشت با او قیمت کمتر حساب شود و باقی پول کالا از حساب خیر برداشت شود. این هماهنگی ها معمولا بین فروشنده ها و خیرین صورت میگیرد و مشتری ها معمولا از آن آگاه نیستند. به عبارتی به صورت ناشناس به آنها کمک میشود.